فارسیEnglish

چرا دانش آموزان درس را فراموش می کنند؟

بسیاری از دانش آموزان از اینکه درس ها را فراموش می کنند گله مند هستند.

اما چرا آنها درسهایی را که ادعا می کنند یاد گرفته اند فراموش می کنند؟

آیا آنها قدرت و توانایی لازم را برای یادگیری ندارند؟

چگونه می شود آنها فراموشی خود را به حداقل برسانند؟

از آنجاینکه حافظه انسان درگیر یادگیری و به خاطر سپردن مطالب است. در واقع فراموشی هم به حافظه انسان مرتبط است، نخست کمی درمورد حافظه صحبت می کنیم سپس به نحوه مطالعه درست که منجر به فراموشی نشود می پردازیم.

-ادامه مطلب-


 یک برداشت عامیانه حافظه را مخزنی تصور می کندکه اطلاعات آنجا ریخته شده و نگهداری میشود و در مواقع لزوم اطلاعات استخراج شده و یادآوری می شود.

 از نظر علمی حافظه عنوانی است در مورد توانایی انسان در یادگیری، نگهداری، یاآوری و استفاده از آن اطلاعات و دانش در مواقع لزوم.

تقسیم بندی حافظه

بطور کلی انسان سه نوع حافظه دارد:

1- حافظه حسی: اطلاعات در این حافظه یک تا سه ثانیه دوام می آورد و گنجایش آن نسبتاً زیاد است و درصورتی که به ورودی این حافظه توجه و دقت صورت گیرد وارد حافظه کوتاه مدت میشود.

2- حافظه کوتاه مدت: اطلاعات دراین حافظه 15تا30ثانیه نگهداری می شود. گنجایش آن 5 تا 9 قطعه است و نوع اطلاعات آن شنیداری، رویدادی و معنایی است و دلیل عمده فراموشی دراین حافظه جانشین سازی یا محو شدن اثر است. درصورتی که اطلاعات موجود دراین حافظه تکرار یا رمزگردانی شود به حافظه ی بلند مدت انتقال پیدا می کند.

3- حافظه بلند مدت: اطلاعاتی که به این نوع حافظه انتقال پیدا می کند ماندگاری نامحدود دارد و گنجایش آن هم نامحدود است و اطلاعات ذخیره شده هم عمدتا ًمعنایی و قدری هم شنیداری و دیداری است.

 از آنجایکه تمام مطالبی که درک شده و ابعاد معنایی ان برای دانش آموز روشن شده در این حافظه قرار میگیرد لذا درک معنایی مطالب برای آنها بسیار مهم و بخاطر سپاری آنهم آسان است.

البته فراموشی در این حافظه هم به علل سرکوبی، تداخل و مشکلات بازیابی رخ می دهد، اما مقایسه میزان بازیابی آن با فراموشی قابل مقایسه نیست. بنابر این تلاش براین است که دانش آموزان با شیوه های مناسب اطلاعات را به حافظه بلندمدت بسپارند.

 دانش آ موزان چگونه درس بخوانند تا فراموشی آنها به حداقل برسد؟

حقیقت این است که بسیاری از دانش آموزان درست درس خواندن را نمی دانند. بسیاری از آنها کلی تلاش میکنند و زحمت می کشند اما زمان یادآوی مطالب دچار مشکل می شوند. در یک مطالعه خوب و سازگار با کشفیات علمی بهتر است موارد زیر را مد نظر داشته باشیم تا ضمن یادگیری صحیح، فراموشی را به حداقل برسانیم.

1- درک معنای مطالب: مطالبی که فهمیده و استنباط می شود بهتر در حافظه می ماند. لذا باید روی معنا و مقهوم مطالب تمرکز شده و تفکر صورت گیرد.

2- درک کل و جزء: دانش آموز هر مطلبی را که می خواند ممکن است جزئی از یک کل باشد. لذا مطالبی که زیر مجموعه یک عناوین کلی هستند بایدارتباط ذهنی داده شوند و دانش آمو بتواند بفهمد که مطالبی را که می خواند مربوط به کلیتی است که این بخش مربوط به آن است.

3- بازگویی مطالب برای خود: مطالبی که از حفظ برای خود بازگو می کنیم ماندگاری بیشتری پیدا می کند.

4- تمرین و تکرار: این شیوه ای است که مطالب حتی اگر برای شخصی بی معنی باشد از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پیدا می کند.تمرین و تکرار باید به تدریج و با فاصله های زمانی خاص صورت گیرد.

5- استراحت قبل از یادگیری و بعد از یادگیری: تحقیقات نشان داده است که بعد از یک استراحت و خواب آرام انسان مطالب را بهتر یاد می گیرد. همچنین اگر بعد از یادگیری مطلبی کمی استراحت کنیم یا به  خواب برویم یادگیری با دوامتر است.

6- یاد گیری تدریجی: تحقیقات نشان می دهد که یادگیری باید تدریجی و در زمانهای مختلف باشد. سعی در یادگیری مطالب زیاد در وقت کم منجر به فراموش می شود. برخی از دانش آموزان از اینکه سعی می کنند مطالب انباشته شده را بدون استراحت و در وقت کوتاه بخوانند جز فراموشی چیزی عایدشان نمی شود.

7- ایجاد تصویر ذهنی: از آنجایکه انسانها خالق تصاویر ذهنی هستند می توانند در دنیای ذهن خود برای مطالب آموخته شده تصاویر ذهنی خلق کنند که خود مبتکر آن هستند.

8- ارتباط اموخته ها به هم: انسان هرمطلبی را که می آموزد می تواند دردنیای آموخته های ذهنی خود مفاهیم و مطالب به آنها مرتبط سازد.

9- وجود نظم و آهنگ: اگر برخی از مطالب درسی را به صورت شعر و آهنگ موزون در بیاوریم یادگیری و ماندگاری آن هم آسان و هم طولانی می شود. انسان ذاتا گرایش به هارمونی و نظم و آهنگ دارد برای همین است که بچه ها خیلی زود مطالب را که درقالب شعر و آهنگ باشند یاد گرفته و به خاطر می سپارند.

10- البته تمام مطالبی گفته شد فرض بر این بود که انسان برای یادگیری انگیزه و علاقه کافی داشته باشند و گرنه بدون انگیزه و علاقه مطالب بالا هم جایگاه خود را از دست خواهند داد.

همچنین اضطراب و نگرانی و ترس اجازه نمی دهد که انسان به درستی مطالب را یاد بگیرد و در صورت یادگیری زود فراموش می شوند. بنابراین انگیزه و آرامش روحی و روانی مقدمه ای برای طی فرایندی یادگیری است.

 یک قدرت نهفته در دانش آموزان زرنگ

یک نکته مهم این که:

 برخی از دانش آموزان از راه تجربه و تکیه بر هوشمندی خود و به مرور زمان با موارد بالا برای یادگیری و یادسپاری و مقابله با فراموشی آشنا می شوند.

 شاید با اصطلاح فرا شناخت آشنا باشید؟ فراشناخت یعنی انسان می داند که باید چگونه بداند. برای همین برخی از دانش آموزان در وجود خود یک قدرت نهفته دارند و بتدریج با گذشت زمان به این مسئله پی می برند که چگونه و از چه راههایی باید برای یادگیری اقدام کنند. یعنی آنها به چگونه یادگیری خود متمرکز میشوند. فرق این دانش آموزان با دیگر دانش آموزان این است که به یک نوع خود آگاهی دست یافته اند که طی آن روش های یادگیری و یادآوری را ناخودآگاه می دانند. در حالی که همسالان آن، گویا آب در هاونگ می کوبند و از ناتوانایی خود شکوه می کنند.

مواد غذایی که حافظه را تقویت می کند

بدون شک داشتن حافظه قوی ضمن اینکه ارثی است شدیداً به نوع تغذیه مرتبط است. لذا استفاده از آنها حافظه انسان را برای جلوگیری از فراموشی تقویت می کند.  

استفاده بیشتر از مواد گلوکز مثل خرما، عسل و شیرینی های طبیعی، همچنین غذاهای حاوی کلسیم و فسفر مثل،  لبنیات، روغن ماهی و جگر و ... و یتامین ها مثل پرتقال، هویج، گوجه فرنگی و سبزیجات تازه و همچنین خوردن برخی از حبوبات خصوصا عدس توصیه  شده است .

مدرسه هوشمند پنجره ای به سوی کشف ناشناخته ها

چرا امروزه تلاش های فراوانی برای خود محور کردن دانش آموزان از طریق هوشمند سازی مدارس انجام می شود؟
چرا ایده هوشمند سازی مدارس به مغزها خطور کرد وچرا مدرسه هوشمند توجه جامعه جهانی را به خود معطوف داشت؟
در این مقاله سعی شده است فلسفه و علل ایجاد مدارس هوشمند شرح داده شود.
مسئله ی اساسی این است که نباید محدودیتی برای دانش مورد نیاز یک کودک قرار داد .
نباید با نمره دادن خیال دانش آموز را برای این که او یک فرد باسواد و دارای دانش است راحت کرد.

-ادامه مطلب-

افرادی هستند که علاقه ذاتی به کشف ناشتاخته ها دارند مانند دانشمندان. اما اکثر افراد نمی دانند چگونه و از چه راهی باید به ناشناخته ها دست یافت.
مدرسه هوشمند این هدف را داردکه این سبک و این روش را به دانش آموز بیاموزد.
در مدرسه هوشمند کشف شده های حاضر و آماده را به خورد کودکان نمی دهیم و از آنان نمی خواهیم اینها را در ذهن خود نگاه دارند تا به عنوان یک فرد باسواد تلقی شوند.
در مدرسه هوشمند شرایطی فراهم می شود تا قانون جاذبه نیوتون بارها و بارها کشف شود و نه آن که از دانش آموز خواسته شود سه جمله زیررا حفظ کند.
قانون جاذبه را نیوتون کشف کرد.
این  قانون را نیوتون زمانی کشف کرد که سیبی از درخت بر زمین افتاد.
قانون جاذبه یعنی زمین همه اجسام را به سوی خود می کشاند.
حتی مجسم کردن این فرایند توسط دانش آموز هم کافی نیست که توسط دانش آموزانی که دارای هوش بالاتری هستند انجام می شود و ما آن را یاد گیری عمقی می نامیم و اگر دانش آموزی فقط آن را حفظ کرده باشد آنرا یاگیری سطحی می پنداریم.که هیچ یک از این ها مفهوم یک یادگیری واقعی را ندارد.
در مدرسه هوشمند این گونه نیست که دانش آموز منفعل جملات معلم را بشنود و یا در کتاب بخواند. در مدرسه هوشمند دانش آموز از خود می پرسد  چرا سوالی که در ذهن نیوتون نقش بست در ذهن من نقش نمی بندد و این تصور را ندارد که این نوع  تفکر یک موهبت الهی است که به نیوتون عطا شده و او تنها باید بکوشد تا از این یافته ها پاسبانی کند. در واقع در یک مدرسه هوشمند به کودک ماهیگیری یاد می دهیم نه آن که برای او ماهی بگیریم.
چگونه اندیشیدن گرچه در بعضی افراد نخبه به صورت ذاتی است اما این فرایند را  به صورت اکتسابی نیز میتوان فرا گرفت.
در مدارس کنونی معلم کودک را یک گوش می بیند که صدای او را می شنود، و نه آنکه او را یک مغز ببیند که از میلیاردها نورون بهم پیوسته ساخته شده که حجم عظیمی از اطلاعات پیرامون خود را در هر صدم ثانیه پردازش می کند.
کودکان از ابتدا نمی توانند اهمیت علم آموزی را درک کنند بنابراین خود قادر نیستند به کسب دانش بپردازند.
این باعث ایجاد ایده ی مدرسه شد. یعنی بزرگترها برای کودکان  خود  این برنامه را ترتیب دادند که آنها از سنی گرداگرد هم جمع شده و تعلیماتی برای آنها در نظر گرفتند که شامل  تجربیات و دست یافته های سایر انسانها علی الخصوص اندیشمندان بود.
تفاوت انسان های نخبه و انسانهای عادی در این نیست که شیوه پردازش اطلاعات آن ها با هم متفاوت است. شیوه پردازش اطلاعات در تمامی انسانها یکسان است. اگر این طور نبود تعاریفی مانند منطق، قانون و درست یا نادرست مفهومی نداشت.
علت این که انسان ها یک  اصل را منطقی می دانند و یا خود را مستلزم پیروی از یک قانون می دانند این است که شیوه پردازش اطلاعات در تمامی آن ها یکسان است.
تفاوت آن است که انسان های نخبه توانایی ارتباط بیشتری با محیط بیرون دارند و می توانند از محیط خارجی اطلاعات بیشتری کسب کنند و پس از کسب اطلاعات ،آن را مانند تمامی انسان های دیگر پردازش می کنند.
اگر مشکل اطلاع رسانی به مغز حل شود تمامی انسان ها این قابلیت را خواهند داشت که به انسان های نخبه تبدیل شوند.
ایده مدرسه هوشمند ، ایده ای برای منبع اطلاعاتی کردن کودکان نیست بلکه ایده ایست برای اینکه به کودک بیاموزیم چگونه از اطلاعات استفاده کند .
در مدرسه هوشمند  سعی می شود تمامی حواس پنج گانه کودک  را درگیر موضوع کنیم و به کمک ابزارهای کمکی چون انیمیشن اطلاعات وروردی به مغز کودک را افزایش دهیم و پردازش اطلاعات ورودی به مغز کودک را به دست خود او بسپاریم.
در مدارس هوشمند نحوه ارزیابی دانش آموزان متفاوت است. دانش  آموز با خود او مقایسه می شود هیچ سقف یا کفی برای اینکه مشخص شود او انسان باسوادی شده یا نه تعیین نمی شود.
در مدرسه هوشمند اطلاع رسانی به مغز دانش آموز متوقف نمی شود. یعنی مانند مدارس عادی نیست که در صبح اطلاع رسانی انجام شود(که البته به شکل ناقص)و از کودک خواسته شود اطلاعات را تا روز بعد در ذهن خود نگهداری کند.
در مدرسه هوشمند با کمک  ابزارهایی مانند نرم افزارهای جامع مدارس ، ارتباط و اطلاع رسانی به کودک  همواره برقرار خواهد بود.
در مدارس هوشمند اطلاعات تنها از طریق گوش به دانش آموز منتقل نمی شود و از او خواسته نمی شود تا زحمت به تصویر کشیدن چگونگی رخداد یک فرایند را خود در ذهن خود انجام دهد. بلکه به کمک فناوری های جدید روند کامل روی دادن اتفاقات پیرامون را برای دانش آموز به تصویر می کشیم و همه اطلاعات را به کودک منتقل می کنیم.
یادگیری در مدارس هوشمند بسیار سریع تر از یادگیری در مدارس عادی است و جالب آنکه مدت زمان نگاه داشت اطلاعات در این مدارس  تقریبا چهل برابر بیشتر از این میزان در مدارس عادی است.
مدرسه هوشمند بر آن است که از کودکی مهارت کار با رایانه را به کودک آموخته و او را برای زندگی درعصر تکنولوژی و ماشین ها آماده سازد.
با مزایایی که ذکر شد چرا هنوز مدارس هوشمند ، جایگاه خود را نیافته اند؟ علت آن مقاومتی است که همیشه انسان ها در برابر یک ابتکار و نوآوری داشته اند و همیشه ترسی وجود داشته که شاید یک ایده نو نظم کنونی را بر هم زند وعدم تسلط و علم کافی و نداشتن نیرویی ماهر و هزینه ها ازسایر مشکلات است که گریبان گیر اجرایی نمودن هوشمند سازی مدارس است.
کشور انگلستان اولین بارایده مدرسه هوشمند را اجرایی کرد. کشورهایی مانند مالزی ،کره جنوبی ، امریکا ، اکراین و چند کشور دیگر هم در این زمینه به عنوان کشور فعال شناخته شده اند.
اگر مدرسه هوشمند براساس استاندارد های صحیح پایه گذاری شود، می توان آن را از لحاظ آموزشی ارتقا داد و باعث می شود بتوان با مدارس هوشمند دیگر حتی در سایر کشورها تبادل اطلاعات انجام داد. می توان همیشه به اطلاعات به روز دسترسی داشت و دانش آموز را با برقراری ارتباط با سراسر دنیا، فردی اجتماعی بار آورد.
تیم تحقیقاتی راهبرد رایانه رستاک  تمامی تلاش و تمرکز خود را برای اشاعه  فرهنگ هوشمند سازی در ایران انجام می دهد تا در تربیت صحیح نوگل های باغ ایران و رساندن آن ها به قله های موفقیت در دنیا  سهیم باشد.